أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

157

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

زبير در كارى كه به آن آگاهى داشت توفيق حاصل كند و مكه در وضعيتى بود كه سلطهء دينى مىتوانست به آن باز گردد . ديديم كه مروان بن حكم كه حجت امويان در آن وقت بود عزم آمدن به مكه و بيعت با ابن زبير را داشت ، تصميمى كه جوانان اموى در جابيه مانع از عملى شدن آن شدند و با او به عنوان خليفه بيعت كردند . اين اقدامات ، تبعات خاص خود را داشت . سپاه شام با فرماندهى امويان ، نهضت مكه را مورد حمله قرار داده ، همه تلاش‌ها را از ميان برده ، آمال و آرزوهاى او را در بطائح مكه دفن كرده ، و جسدش را بر بلنداى حجون به دار آويختند . از پيامدهاى اين ماجرا تنها نابودى تلاش‌هاى ابن زبير و دفن آرزوهاى او در بطحاء مكه نبود ، بلكه آثار روحى آن روى مردم مكه تأثير گذاشت ، به طورى كه ريشه‌ها و شعله‌هاى موجود را خشكاند و خاموش كرد و مردم اين شهر را چنان ساخت كه به زندگى در حاشيهء سياست بسنده كردند ، درست بعد از آن كه چند دهه در وسط سياست مىزيستند . در پى نابودى حركت ابن زبير در مكه ، و طى سال‌هاى بعد حوادث مهمى در شهرهاى اسلامى و در طول خلافت امويان تا پايان آن رخ داد ، حوادثى كه ضمن آن مسلمانان به جان هم افتادند و موج‌هاى مهيب بر آنان فرود آمد . خوارج قدرتى به هم زدند و شيعيان و علويان و زيديان شأن ديگرى داشتند و مرجئه و معتزله و شعوبيه هم براى خود بروبيايى داشتند . اما مكيان نقشى در اين مسائل بر عهده نداشتند و هيچ گروهى بر ضد گروه ديگر وارد ميدان نشدند ؛ گويى به همان تجربه‌هاى پيشين بسنده كرده و يا از پيروزى نااميد شده بودند . چيز ديگرى هم هست كه بايد در بررسى اين مقطع تاريخى از آن غفلت نكنيم و آن اين كه مكىها ، چنان مىنمايد كه متأثر از شرايطى بودند كه در عهد شيخين پديد آمده بود و سايه‌اى از آن در روزگار ابن زبير بر سر آنها بود . وقتى آن را از دست دادند و بر خلاف تصور آنان حوادثى رخ داد كه به شدت آنان را گرفتار وحشت كرد ، زان پس كوشيدند تا زندگى را با سكوت سپرى كرده ، نگاهشان به زندگى جز نگاه يك بازيگر اهل شوخى نباشد كه با حقايق روبرو نمىشود ، مگر به اندازه‌اى كه از آن دور مىشود . زمانى كه آنان مذهب ابوبكر و عمر را قبول كردند جدى بودند ، اما